مهارت رضایتمندی از زندگی
مهارت رضایتمندی از زندگی قسمت 1
برای مشاهده صوت بالا بصورت متن کلیک کنید
آقای بنده خدا رو این می دونه که بنده خدا راضی باشه از خدا این رضایت چند آثار داره چند اثر داره یکی اینکه دنیای خیلی شیرینی رو برای انسان رقم می زنه یعنی انسان از دنیا فوق العاده می تونه لذت ببره اونهایی که راضی به قضای الهی هستند با کمترین امکانات لذاتی از دنیا می برند که کسانی که صدها برابر اون ها امکانات دارند نمی تونن از دنیا یک همچین لذتی رو ببرن این خیلی مهمه که ما بتونیم از دنیا لذت ببریم اساسا چون دنیا تجلی عالم ملکوت هست نسخه است به قول امام امت سلام الله تعالی علیه می فرماید دنیا نسخه ملکوته اگر کسی از این نسخه نتونه لذت ببره از بالاتر هم نمی تونه لذت ببره ببینید کسی که از ریاضیات دبستان لذت نمی بره ریاضیات دبستان براش شیرین نیست از ریاضیات راهنمایی هم نمی تونه لذت ببره کسی که ریاضیات راهنمایی براش شیرین نیست از ریاضیات دبیرستان نمی تونه لذت ببره و کسی که از ریاضیات دبیرستان لذت نمی بره از ریاضیات دانشگاه هم لذتی نمی بره یعنی از چیزهای عالی لذت نمی تونه ببره بنابراین کسانی می تونن تو بهشت شاد باشن لذت ببرن از بهشت که تو دنیا بتونن از تجلی بهشت که دنیاست لذت ببرن بتونن با مظاهر بهشت در دنیا ارتباط برقرار بکنن و لذت ببرن سرمست بشن فرق نمی کنه بهشت با همه مصادیقش شما نگاه کنید بهشت رو می تونید این گل مصنوعی بگیرید که بشر از گل طبیعی نسخه گرفته یعنی گل های طبیعی دنیا با همه زیباییشون یه مظهری از گل های بهشت هستند خب این گل مصنوعی چیه این گل مصنوعی رو ما اومدیم یه نسخه گرفتیم از گل چی از گل طبیعی که ازش لذت می بریم حالا کسی که از گل طبیعی لذت نمی بره یعنی نمی تونه روحش رو با خودش شاد کنه باهاش ارتباط برقرار بکنه با گل اصلی هم نتونه ارتباط برقرار بکنه خب این با اصل این گل تو بهشت هم نمی تونه ارتباط زیادی برقرار بکنه اصلا از بهشت لذت نمی تونه ببره آب همینطور در حدیثی براتون خوندم کسی که نمی تونه از آب لذت ببره در دنیا چه خوردنش چه دیدنش چه لمس کردنش و ارتباط با آب کسی که نمی تونه از آب لذت ببره شاد کنه خودش رو با آب با عطر اینم از ظاهر پایین بگم حتی خوراکی ها حتی خوراکی ها که انسان وقتی خوراکی های مختلف رو می بینه نگاه می کنه که خداوند با چه محبتی این ها رو دونه دونه برای ما طراحی کرده و فرستاده ببینید شما مثلا یه مادر رو نگاه بکنید یه خانم خانه دار رو نگاه کنید وقتی علاقه داره به اعضای خانواده اش به مهمانش احترام می ذاره می تونه مثلا فرض بفرمایید که برنج رو دم بکنه عرض کنم خدمتتون که بعد بریزدش توی ظرف بیاره سر سفره اما این کار رو نمی کنه می آد این برنج رو که توی دیس می ریزه به احترام مهمان تزیینش می کنه یه زعفرانی روش می ذاره چیزای دیگه پسته ای روش می کاره کارای دیگه ای می کنه یه چیزای قشنگی سفره با یه تزیین قشنگی اصلا ما الان دوره داریم برای خانم ها بیست ساعت می رن دوره می بینن دوره سفره آرایی می تونه سبزی رو همینجوری هم بریزه توی سبد برداره بیاره ولی خب می تزیینش می کنه آش رو تزیینش می کنن می آرن آ تزیین می کنن ماست رو تزیینش می کنن با اینکه چند دقیقه بعد می خواد بریزه به هم ساختارش یه سالاد رو ظرف سالاد رو می خوان بذارن تزئین می کنن این علامت چیه علامت یه احترام ویژه است ببینید خداوند چقدر برای بشر ارزش قائل احترام قائله این رو شما باید بدونید چون اگه این رو ندونید کامل و این خوب درک نشه اگر خوب درک نشه ما نمی تونیم به مقام رضا برسیم شما یه موز رو می خواید بخورید یه پرتقال و یه سیب و یه لیمو و یه نگرو دقت کنید ببینید اونی که این رو برای شما طراحی کرده شما چقدر براش احترام داشتید چقدر براش مهم بودید که این رو طراحی کرده برای شما فرستاده یعنی ما اگر این کارا رو خدا نمی کرد بازم زنده بودیم دیگه بازم می تونستیم زندگی بکنیم ولی تمام چیزهایی رو که خلق کرده می گه به احترام تو زینتش کردم حتی آسمون های دیگه رو این کار رو نکردم ولی آسمان شما رو این کار رو کردم وزینا السما الدنیا به زینت الکباب که شما وقتی نگاه می کنید به آسمان لذت ببرید ها رنگ ها رو نگاه بکنید خداوند تبارک و تعالی به احترام ما این کار رو کرده چقدر خداوند ادب به خرج داده و رحمت به مرحوم علامه رو که خیلی در قرآن در المیزان بحث مهمی در مورد ادب خدا داره ادب خدا و ادب انبیا علیهم السلام با چه ادبی این رو تزیین کرده دونه دونه برای ما فرستاده هفتاد نوع سیب خب پرتقال انواع مختلف انگور انواع مختلف گلابی انواع مختلف هندوانه و خربزه و طالبی موز انواع مختلف یعنی یک جور هم نه هلو انواع مختلف شما نگاه بکنید بعد هم نگاه کنید هر یه دونه رو دونه دونه تزیین کرده برای شما یعنی می شینه روش کار می کنه حالا تو همین بحث معرفت ان شالله راجع به دونه دونه روابط اجزای عالم که می رسیم تو دعای جوشن کبیر می رسیم که تک تک این ها رو خداوند می ده برای ما کار دست دست ساز برای ما درست می
کنن به ما می دن خب انسان باید خیلی نادان باشه که فکر نکنه به این ها فکر نکنه اینکه می گم لذت ببریم یعنی اول کسی می تونه لذت ببره که خوب فکر بکنه اینکه یکی از بزرگترین عبادت ها تفکر در خلقت خداست همینه تفکر فی الا فیسون الا فی خلق الله یک ساعت یک ساعت نه شصت دقیقه ها تفکر و ساعت ساعت یعنی مقداری از وقت انسان فکر بکنه تعمق بکنه به اندازه هفتاد سال عبادت قرب می آره برای انسان شما چند دقیقه بشین راجع به گل فکر بکنید که اونی که این رو طراحی کرده برای ما طبیعیش رو دونه دونه این ها رو لایه به لایه برای ما قرار داده این رنگ و این بو و این عطر و این خواص و آثار رو برای چین رو برای ما داده ها بیش از هفتاد نوع رز داریم ما برای کی داره این کار رو می کنه گیاه ها درختا حیوانات شما برید تو دریا یا من فی البحار عجایب و ها انشا می رسیم براتون اونجا توضیح می دم عکس و فیلم هم ایشالله بیارم ببینید اینا رو ببین تو دریا شما چقدر فرشته ها برای ما زینت کردن هزاران نوع ماهی گیاه های دریایی اصلا نمی شه حسابش کرد شما اصلا نمی تونی این رو حساب بکنی که چه کرده خدا برای ما خب کسی که نمی تونه از این لذت ببره نمی تونه با این ارتباط برقرار کنه شما مثلا یه کسی می آد یه دونه گل مصنوعی بهت هدیه می ده کلی هم کیف می کنی اینا نگهش می داری تو خونه که مثلا فلان کس به من یه خودکار هدیه داده یه گل هدیه داده یه عطر هدیه داده یه انگشتر هدیه داده یه قالیچه هدیه داده یه تابلو هدیه داده چقدر قدر می دونیم ولی همون رو خدا به ما میلیاردها برابر زیباتر جذاب تر کامل تر به ما داده تو طبیعت هم داریم می بینیم که اینا رو به ما داده جلوی چشممونه که ازش لذت ببریم کیف بکنیم بهره برداری بکنیم ولی خب باز می بینیم که متاسفانه کور رد می شیم لذا قرآن تاکید می کنه و من کان فی هاو اعمی فهو فی آخرت اعمی هر کس اینجا کور باشه و نبینه اونجا هم کوره اونجا هم کوره نمی تونه ببینه حالا شما نگاه کنید بهشت کمترین تجلیش تو این دنیا چیه کمترین تجلیش شما مثلا بگیرید خاک که انشاالله به بحث خاک برسیم من یه شب تا صبح با یه عزیزی راجع به خاک بحث می کردیم تو کوه های تو جنگل ها کوه های یکی از شهرهای زیبا تا صبح ما در مورد خاک می گفتیم و گریه می کردیم وقتی داشتیم آثار خاک رو بررسی می کردیم و خود خاک و مولکول ها و اتم ها رو طوری شد که من چند ساعت حالم خراب شد چند ساعت توی اون جنگل بی حال و مست قدم می زدم که چیکار کرده با ما حالا اون در نظر بگیرید تا اینکه خود خدا بهشت ماست بهشت اصلی ما خود خداست دیگه یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی ای بهشت من نعمت من دنیای من آخرت من کسی که تو اینجا نمی تونه از خود خدا لذت ببره با خود خدا گرم باشه و براش خدا جذابیتی نداره جالب نیست شما نگاه کنید خیلی وقتا افراد می گن آقا من الان سه ماه وقت گذاشتم رفتم گلسازی شش ماه وقت گذاشتم رفتم سرمه دوزی خب براش جذابیت داشته جالبه براش انقدر وقت گذاشتم گفتم فلان هنر فلان کار فلان چیز رو یاد گرفتم جالبه برام مطالعه خطاطی نقاشی این کارا اینکه انسان مقداری از وقتش رو خالی بکنه فقط به خود خدا بپردازه خدا جالب نیست زیبا نیست شما سراغ هر چیزی که جالب هست اگه میری جالبیش رو از چی گرفته از خدا داره جذابیتش رو از خدا داره اگه شما به چیزای جالب فکر می کنید و علاقه مند هستید اگه ازتون گرفته بشه کلی غصه می خورید اگه گل کار کردی چند ساعت بعد یه دفعه مثلا بسوزه همچین افسوس می خوره که ای بابا من چقدر زحمت کشیدم این سوخت یه تابلوی مثلا زیبای قیمتی رسخت ما جالب ترین چیز که خود خداست رو داریم از دست می دیم و اصلا خیال ارتباط مستقیم و شخصی باهاش نداریم یعنی نمی خوایم بریم شروع کنیم به شناختش به مطالعه اش به معرفت الله من از خدا این سعادت و توفیق رو می خوام که به این حقیر نالایق این توفیق رو بده که ما بتونیم ان شاالله تو طول این چند سالی که باید کار کنیم واقعا تو بحث معرفت بتونیم یه بحثی رو تکمیل بکنیم ان شاالله بتونیم ان شاالله این هزار اسم رو در جوشن کبیر یه مقدار نگاه بکنیم به این ها حیفه انسان این ها نبینه و بمیره حیف یعنی اگر ما هیچ انگیزه ای برای زنده بودن نداشته باشیم تو دنیا هیچ چیز جز اینکه زنده باشیم و یک بار خدا رو با این هزار چهره نگاه بکنیم هیچ دلیل دیگه ای برای زنده بودن نمی خواد هیچ انگیزه دیگه ای برای اینکه ما دعا کنیم خدایا معمر نی عمر منو طولانی کن امتی فی عمری عمرم رو طولانی کن هیچ انگیزه دیگه ای نمی خواد اینکه من باشم تو رو مایه چهره های قشنگت قبل از اینکه بمیرم ببینم چون انسان که نبینه و بمیره اونور خیلی گرفتاری داره کور اینجا باشه اون و کور هم بره حیفه واقعا زیبای مطلق با هزاران چهره بیرون بیاد و ما حتی یک بار هم نبینیمش تو بر یار و ندانی عشق باخت خیلی بده این نه اینکه اصلا اصلا زندگی نیست کسی نتونه ببینه زندگی نکرده اگه کسی ندید
زندگی نکرده هر زندگی کرده باشه دیگه حیوانیه به درد نمی خوره زندگی انسانی یعنی تو بیای و ببینی هدف از خلقت هم همین بوده که تو به دنیا بیای بیای اینجا و ببینی غیر از این برای نیومدیم که اصل خودمونه حقیقت خودمونه این هایی که داریم می بینیم اگه کسی با این زیبایی ها ارتباط برقرار کنه این ها رو ببینه کار درست حسابی رو خودش بکنه می فهمه این ها همه چیزایی هستش که در درون خودش هست شما فکر می کنید چرا این گل برای ما جذابیت داره این رنگ و این برگ با این گل های ریز چرا برای ما جذابیت داره بین این و تو یه سنخیت یه شباهت یه هماهنگی وجود داره که خدا این رو برای تو آفریده که تو ازش لذت ببری پس بین من و این یه ارتباطی هست با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو رو سعی کنید حتما عزیزان سعی بکنند حتما توی دیدن جدیت پیدا بکنن اگه نبینید شما به اندازه ای شرف پیدا خواهید کرد پیش خدا در دنیا و آخرت از شب اول قبر به بعد به میزانی که دیدید شرافت پیدا می کنید هر چقدر دیدید رشد پیدا می کنید هر کی بیشتر ببینه بیشتر گیرش می آد و هرکی کمتر ببینه محدودتره سعی کنید زیاد ببینید حالا خوب نگاه کنید این آیه رو براتون می خونم ببین چقدر این آیه مست می کنه انسان رو سوره چند جا داریم این آیه رو سوره مجادله آیه بیست و دو و سوره مبارکه بینه آیه هشت سوره مجادله داره رضی الله عنهم و رضو انهم
مهارت رضایتمندی از زندگی قسمت 2
برای مشاهده صوت بالا بصورت متن کلیک کنید
بدون مبانی الهی و معیارهای الهی احساس دروغین بدبختی شکست و عقب موندگی به انسان دست بده این باعث می شه که در آخرت هم انسان حقیقتا به این نکته برسه یعنی دچار بدبختی و شکست بشه تاثیر می ذاره روی نوع انتخاب ها ارتباطات روابط و رفتار انسان تعیین کننده هستش برای همینم می گم که اگر کسی با این مقوله خوب بتونه کنار بیاد و خودش رو اصلاح بکنه هم دنیای خوب و قشنگی داره هم می تونه آخرت خوبی رو برای خودش بسازه خب چند تا فرمایش هست که من عرض می کنم خدمتتون که اینا راهکار هستش برای اینکه ما دلمون رو از این پیام شیطانی نارضایتی و احساس بدبختی و عقب ماندگی نجات بدیم یا دچارش نشیم از اول اگر گرفتارش هستیم چجوری ازش نجات پیدا بکنیم و اگر ممکن است دچارش بشیم از اول طوری بشه که دچارش نشیم و پیشگیری بکنیم امیرالمومن علیه السلام می فرماید که منعت علی الزمان طالت معتب هر کس که نسبت به زمان عتاب داشته باشه ناله بکنه از وضعیت زمان و روزگار این شخص اون ناله و گلش نارضایتیش استمرار پیدا بکنه این معناش چیه استمرار نارضایتی یعنی شما دیگه هیچ وقت تا آخر عمر آرامش قلبی ندارید یعنی می شه دنیا زهر مار انسان به هیچ وجه نمی تونید به پایه های ایمان برسید کسی که همیشه ناراضی و شاکیه از اوضاع روزگار این نه خودش می تونه لذت ببره از داشته های خودش از بی نهایت محبت های دیگری که خدا بهش کرده ناراضی باشه نه اجازه می ده اطرافیانش لذت ببرن یعنی هم جهنم برای خودش درست می کنه هم برای دیگران و این جهنمی هم که برای دیگران درست می کنه خودش هم تو اون جهنم می سوزه شما در بدترین حالت هاتون کافیه یکی از نعمت هایی رو که دارید و بهش عادت کردید ازتون گرفته بشه اون موقع می فهمید که تا اون موقعی که احساس می کردید که آدم بدبختی هستید چقدر آدم خوشبختی بودید و فقط و فقط به خاطر ضعف معرفتی عجول بودن کوچک بودن روح احساس می کردیم که بدبخت هستیم گاهی وقتا هم خدا با انسان این کار رو می کنه یعنی یه زمانی ناراضیه شاکیه از وضعیت زندگیش گله زیاد داره و خداوند از اون دریای بی پایان نعمت هایی که به او داده یکی دو تاشو می گیره یه دو تا قطره ازش می گیره اون وقت هست که انسان متوجه می شه که در چه خوشبختی بوده شما از چیزهایی ناراحتید که خیلی هاش قیمت انسانی نداره یعنی اصلا ناراحتی نداره ولی شما چون در موطن توهم و خیال هستید یا در موطن حس هستید یه امر حسی یه امر جنسی یک امر وهمی یک امر خیالی ازتون منع شده ازش محروم شدید خیلی احساس بیچارگی و بدبختی و شکست می کنید ولی خداوند یه موقعی می آد یک امر حقیقی رو از انسان می گیره توجه فرمودید یه امر حقیقی رو می گیره بعد تازه انسان می فهمه که چقدر دچار توهم هست و دچار توهم بوده یه خانمی بود همینجوری از وضعیت زندگیش ناراضی بود خیلی غر می زد بعد من بهش می گفتم که قدر زندگیت رو بدون خیلی چیزای خوبی داری که باید قدرش رو بدونی نمی شد در عرض یک سال یه بیماری گرفت که فلج کامل شد کاملا فلج شد مجبور شد بشینه روی ویلچر و شوهرش هم به خاطر این وضع ازش متنفر شد طلاقشم داد با چند تا بچه دو تا بچه یه موقعی اومده بود پیش من مشاوره گفتم خب وضع الان تو با پارسال چجوری بودی گفت من نمی فهمیدم شما داری از یه چیز توهمی به یه امر مادی یه امر حسی یه امر خیالی شکایت می کنی و به خاطر اون خیلی خودتو بدبخت می دونی در عرض دو هفته یه بیماری می گیری تبدیل می شه به سرطان یا می کشدت یا بلایی سرت می آره که تا آخر عمر باید تحمل بکنی من شخص بوده الان اومده مشاوره پیش من غرغر از وضعیت زندگیش هفته بعد نابینا شده نابینا به همین راحتی ها یه بیماری یه چیزی اتفاقی نابینا شده اونهایی که گله می کنن بسیاری از نارضایتی ها و جلوه هاشون اگر نگم همشون توهمیست چون تو موطن توهم هستند در موطن خیال هستند یا در موطن جمادات هستند برای همین خیلی غصه می خورم ولی یه موقع هستش خداوند حقیقتا یکی از ابذار سعادت رو ازشون می گیره اینا که خیالیه و یهو ببینی حقیقتا یه ابذار سعادت رو ازشون می گیره اون موقع یه دفعه می بینی که تازه متوجه می شن که چقدر بد رفتار کردن چقدر بد از نعمت های خدا استفاده کردن چقدر بد برخورد کردن با اون چیزی که خداوند تبارک و تعالی نصیبشون کرده نصیبشون کرده بود برای همینم این قاعده این هستش که انسان وقتی لیاقت به خرج نده از نعمت ها خداوند می گیره از انسان بی لیاقتی موجب محرومیت از نعمت می شه الان ما برای خیلی از امور وهمی ناراحت هستیم ولی نعمت سلامتی نعمتی که سر پا می تونیم باشیم بریم بیایم اگه ازمون گرفته بشه ما تازه می فهمیم که چقدر دچار توهم و خیال بودیم الان خیلی بی حوصله خیلی ناامید نسبت به زندگی هستیم ولی وقتی یه بیست روزی افتاده توی بیمارستان بعدا گفتن شش ماه دیگه هم باید بمونید بعدم گفتن از خیلی از فعالیت ها دیگه تا آخر عمر محروم هستید خیلی از کارا رو نمی تونی بکنی و تازه تو متوجه می شی که چقدر
با بی لیاقتی با نعمت های خدا برخورد می کردیم رمز دوام نعمت ها بقای نعمت های حقیقی شکر الهیست درست استفاده کردن از اون نعمت و شکر الهی است ما اگر بخوایم همیشه به داشته هامون و اونچه که خداوند تبارک و تعالی به ما داده نگاه بکنیم و ازش لذت ببریم و خدا رو شکر بکنیم هیچ وقت انسان انقدر بی انصاف نمی شه که غرق دریای رحمت و لطف خداست اگه حالا از این دریا دو تا کاسه هم ازش برداشتن غرغر بکنه چون غرق نعمتی تو غرق نعمتی انسان های زیادی هستند اطراف ما شما برید تو این تیمارستان ها ببینید کسایی که خیلی خیلی بهتر از ماها بودن ولی الان دچار اونجا هستن برید تو مراکز روانی مراکز در بیمارستان حالا تیمارستان بیمارستان ها برید ببینید کسایی که ده سال پانزده سال بیست سال رو تخت هستند رو تخت هستن تمام آرزوشون این هستش که هیچی نداشته باشن تو این دنیا هیچ چیز نه همسر نه پدر نه مادر نه غذا نه لباس نه هیچی فقط اونی که شما الان دارید دارید ازش استفاده می کنید اینکه می تونید تو خیابون تو کوچه تو بازار تو حرم اینور اونور راه برید نگاه کنید بشنوید بخورید تعادل دارید این رو داشته باشن من زیاد توی زندگی خودم زیاد دیدم آدم هایی که لیاقت به خرج دادن هی هم نق نق کردن و غرغر کردن و خداوند نعمت های حقیقی رو ازشون گرفت اون وقت بعدا هم به راحتی اگر بگیره بر نمی گرده و چه بسا تا آخر عمرم دیگه نده خداوند تبارکت کنه تا آخر عمرم به انسان دیگه اون نعمت رو نمی ده تازه همش هم نمی گیره گاهی وقتا یه ذره می گیره ولی همون یه ذره ش انسان رو به روز سیاه می نشونه خیلی بد و بیراه نگیم به زمان و روزگار و شرایط و بخت و اقبال و نمی دونم اینجور مسائل اگه اینجوری باشی تا آخر عمر تا آخر عمر شما گرفتارید خب جالب اینجاست که این حرفا رو کسی می زنه که هیچ کس مثل او زجر نکشیده تو زندگیش مثل او آزار ندیده مثل او سختی ندیده یک شب رو بدون سختی به صبح نرسونده بدون درد به سختی نرسونده امیرالمومنین علیه السلام علی علی القضا و الا لم طرز ابدا می فرماید که ناملایمات رو تحمل کن و الا هرگز هرگز و الا لم تر ابدا هرگز راضی نمی شی همیشه دلت مشغوله همیشه احساس بدبختی باهات هست یادتون نره تمام کسایی که راه به بهشت پیدا کردن هنرشون در کسب بهشت این بوده که تو اوج مشکلات و ناملایمات و سختی ها مسیر بهشت رو طی کردن هیچ بهشتی شما سراغ ندارید که توی رفاه و دارندگی و برخورداری کامل از همه چیزهایی که آرزو داشته و دوست داشته باشه سر از بهشت دربیاره هرگز اینجوری نیستش همه توی بسیاری از گرفتاری ها و سختی ها و محرومیت ها رشد کردن خب رضایت قدرت خیلی زیادی به انسان می ده برای اینکه انسان خودش رو برای ماورای طبیعت و برای بهره برداری از دنیا آماده بکنه برای اینکه از دنیا لذت ببره راضی باشه و برای اینکه آخرت خوبی بسازه کافیه این نارضایتی توهمی بیاد سراغ انسان باعث می شه انسان هم دنیا رو از دست بده هم آخرت رو از دست بده و این چیز کمی نیست بلای کمی نیست بالاخره شما ببینید آدم چند تا بلا داره دیگه مجموعه بلاها رو شما در نظر بگیرید بدترین بلاهایی که انسان ممکنه به سرش بیاد و باعث بشه هم دنیا رو از دست بده هم آخرت خود بلای نارضایتیه خود بلای نارضایتی هستش این از هر بلایی از هر نکبتی بدتره چون تو هیچ وقت لیاقت دیگه پیدا نمی کنی از اون همه چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی بهت داده ببینی ایشون اولا و بهره برداری بکنی وقتی دنیای خوبی نداشته باشی عرضه نداشته باشی از دنیات استفاده کنی آخرت خوبی هم نداری آخرت رو هم از دست می دی من معذرت می خوام حالم خوب نیست یه مقدار هم قلبم ناراحت هستم مغزم یه مقدار اذیت می شم مجبورم یه مقدار آهسته تر صحبت کنم این بی حالی ما رو شما تاثیر نذاره ا عالمی یکن مورید لابل ما کن فوق العاده عالی دو تا فرمول بسیار زیبا امیرالمومنین علیه السلام داده که این دو تا فرمول خیلی آدم رو آروم نگه می داره اولیش همین است ا عالم یکن مورید لا ت ما کنت اگر این عبارتی هست که چون دو بار تکرار شد تو دو تا روایت دو تا هر دو فرمول هست اذا لم یکن مورید یعنی هر وقت اون چیزی که تو می خوای نمی شه هر وقت اون چیزی که تو می خوای نیست و نمی شه می فرماید فلات تو کن نسبت به آنچه که هستی دلگیر نباش دلگیر نباش ببینید خیلی وقتا مسائل حالا می ریم جلوتر توضیح می دیم ان شاالله بیشتر براتون توی نصایحی که خداوند تبارک و تعالی به حضرت داوود علیه السلام داریم خیلی وقتا ببین شرایط دو جوره یا اونی که ما می خوایم هست یا اونی که ما می خوایم نیست شرایط تو زندگیمون اینجوریه یا اونی که ما می خوایم هست یا اونی که ما نمی خوایم نیست اگر اونی که ما بخوایم نباشه نباشه شرایطی که ما بخوایم معناش می دونید چیه یا چیزایی که قبلا خواستیم نشده دیگران خواستن شده برای ما نشده امکانات نعمت هایی بوده که دیگران خواستن و شده یا حتی نخواستن و شده ولی ما خواستیم و بله
نشده ما خواستیم و نشده معناش می دونید چیه معناش این هستش که شما اونچه رو که گذروندید یا الان مشغولش هستید و نیست شرایطی که شما دوست دارید معناش این هستش که این مدت جز عمر شما حساب نمی شه و خداوند تبارک و تعالی تمام این مدت رو برای شما عمر آخرتی نوشته یعنی انگار که شما اگه مریض بودید یا گرفتاری بودید یعنی یه نعمتی رو نداشتید خداوند تبارک و تعالی گناهان شما رو همه رو بخشیده و در تمام این مدت درجات شما رو بالا برده دیروز یه خانمی زنگ زد به من از خارج از کشور گفتش که مادرم خیلی تو زجر و ناراحتی و سختی و تنهایی از دنیا رفتش منم خیلی غصه می خورم که این مادر من هیچ چیز از لذتی از این زندگی و جوانی نبرد هر وقت چشم باز کردی مادرم بدبخت بود و گرفتار بود و مریض بود و سخت بود بهش گفتم که خب مادرت به رحمت خدا رفته دیگه گفت بله گفتم حالا اگه مادرت یه آدمی بود که خیلی خوش به حالش بود پول زیادی داشت خوشبختی زیادی داشت نعمت های زیادی اطرافش بود لذت می برد از این ها در هر صورت مرده بود دیگه اینا می مرد دیگه الان بعد گفتم تو الان برمی گردی به گذشته اینکه مادرت دارایی های زیادی اگر داشت لذت داشت سلامتی داشت همه عیاشی ها رو کرده بود حالا مرده بود اینجوری بیشتر نگران مادرت می شی یا اینکه مادرت هیچی نداشت و زجر کشید و ناراحتی کشید کدومش بیشتر نگران می شی گفت اون اولی بیشتر نگرانم می کرد گفتم مادر تو به خاطر هر مفت تمام نشده که یادتون هستش که قبلا گفتیم تمام لحظات و نعمت های انسان ها مساوی تقسیم شده بنابراین اگه یه جایی یه کسی داره استفاده می کنه و تو استفاده نمی کنی معناش چیه معناش چیه معناش این هستش که سهم تو از بین نرفته دیگران دارن از سهامشون استفاده می کنن برای تو ذخیره شده و معناش این هستش که دیگران دارن با مقیاس دنیایی استفاده می کنن تو با مقیاس ابدی بهت می دم بعدا ضرر کردی یا نکردی مثل اینکه الان بنده پول به من بدن به یه کسی پول ندن پولش رو ذخیره کنن و تو بانک بهش ندن توجه کردی بعد از که یه مدت زیادی بهش می دن تمام سودش رو چند برابر بهش می دن آره خوش بال اونه یا خوشبال ما که مصرف کردیم گفتم مادر تو یه عمر آمرزش و کفاره و مدارج معنوی رو با خودش برده حالا الان که مرده به این سابقه بیشتر احتیاج داره یا اگر الان مرده یه سابقه لذت و رفاه داشت کدومش به نفعش بود مقیاس آخرتی یه سرمایه با خودش برده دیگه یه سرمایه عظیم ابدی با خودش برده الان ثروتمند رفته دست پر رفته و اگه مادر تو سالم بود خوش به حالش می شد مثلا همه نعمت ها و لحظات رو داشت هیچ مشکلی نداشت واقعا به مقیاس آدمای دنیا یه آدم خوشبختی بود الان دست پر بود اومده دست خالی اصلا این قاعده ست دیگه تلخی دنیا شیرینیه آخرته لذا یه کسی که اعتقاد به خدا داره آدم عاقلی هست هرگز از تلخی های اینجا شکایت نمی کنه گله نمی کنه نه یه آدم بی دینی باشه یعنی واقعا خدا رو قبول نداشته باشه ابدیت رو قبول نداشته باشه خودش رو نشناخته باشه اون چرا چون دین نداره ابدیت رو قبول نداره ممکنه ادعای دینداری و خدا و نماز و روزه و این حرفا بکنه ولی واقعا باور نکرده و چون باور نکرده ابدیت حذف شده از ذهن او از قلب و دل او همه مقیاس ها با دنیاست تو مقیاس های یی هم اینا پنج نفر از اون جلوتر هستن غصه می خورن غصه می خورن ولی وقتی منتقل شد اون وقت همه ثروت رو بهش به طور ابدی بهش برگردوندن امام صادق می فرماید به قدری خوشحال می شه که دعا می کنه ای کاش آرزو بود ای کاش تو دنیا بودم بدتر از اون وضعیت رو داشتم خیلی بدتر از اون وضعیت رو داشتم انقدر بدتر که می گه حضرت می گه دوست داشت با قیچی تیکه تیکه اش می کردم زنده زنده خب اموری که تو زندگی ما پیش می آد یا ما خوشمون می آد یا خوشمون نمی آد دیگه خوشمون اومد نعمت خدا داده بنابراین باید به این که خدا داده راضی باشی که خدایا به من دادی سلامتی دادی نعمت دادی اگه کسی قبول نکنه این رو خوشش نیاد اینم یه نارضایتیه اینم کفره خدا برای من این رو پسندیده پسندیده که من مثلا یه عمر درد و مریضی و گرفتاری بکشم این رو خواسته برای من انتخاب کرده و خدا برای بنده اش هیچ چیز بدی انتخاب نمی کنه یادتون باشه آمد امام باقر علیه السلام جابر رو خدمت حضرت رسید گفت در چه حالی هستی جابر گفت من طوری هستم که الان مریضی رو بیشتر از سلامتی دوست دارم و مرگ رو بیشتر از حیات و فقر رو بیشتر از ثروت و بیماری رو بیشتر از سلامتی امام باقر علیه السلام فرمود ما اهل بیت اینگونه نیستیم ما اهل بیت اینجوری هستیم که خداوند اگر برامون مرگ بخواد مرگ رو دوست داریم حیات رو بخواد حیات سلامتی رو بخواد سلامتی رو دوست داریم بیماری بخواد بیماری رو دوست داریم فقر بخواد فقر رو دوست داریم ثروت رو بخواد ثروت رو دوست داریم این خیلی مهمه خب بالاخره اوضاع یا به وفق مراد ما و خواست ما هست الحمدلله رب العالمین راضی هستیم یا بازم الحمدلله رب العالمین
الحمدلله علی کل حال چون معناش این هستش که اگر نباشه بیشتر به نفع انسانه اگر نباشه بیشتر به نفعشه بنابراین ثروت ما اونجاهایی نیست که خیلی تو دنیا خوش به حالمون و به نعمت هامون می رسیم و داریم نفس چرونی می کنیم و راحتیم ثروت ما و دارایی ما برای آخرت برای آخرت اون قسمت هایی بوده که ما باب میلمون نبوده اذیت هایی بوده که شدیم محرومیت هایی بوده که داشتیم این ثروت انسانه کی ثروتمندتره کسی محرومیت بیشتری کشیده چرا چون موازنه است بین لذت و سختی تو دنیا و آخرت موازنه اش این است شیرینی دنیا تلخی آخرته تلخی دنیا شیرینی آخرته وقتی یه همچین موازنه ای برقراره آدمی که طبیعت گراست وقتی برمی گرده به گذشته اش تو گذشته وقتی خاطرات بدی براش اتفاق افتاده خیلی اذیتش می کنه یعنی فکر می کنه باخته ذلیل شده ضعیف شده سرش کلاه رفته و و و تحقیر شده توهین شده این طبیعت گراست اما آدم فطرت گرا اینگونه نیست آدم فطرت گرا وقتی برمی گرده خاطرات تلخ زندگی رو مرور می کنه هر خاطره تلخی که براش اتفاق افتاده چون فطرت گراست و ابدیت رو قائل هست او رو به عنوان یه لذت و یه نعمت می بینه نمی گه مثلا من بد شد مثلا ده سالم با سرطان تلف شد اصلا اینجوری نمی گه که می گه خوب شد ده سال ذخیره سرطانی دارم برای ابدیتم چند سال فلج بودم چند سال نمی دونم چشمم درد می کرد چند سال نمی دونم اینجوری بودم چند سال اونجوری بودم چند سال محرومیت از پدر کشیدم از مادر کشیدم از همسر کشیدم از فرزند کشیدم می شه همش لذت همش نیومد این هیچ وقت عقده ای نیست بسیار زیرک بسیار عاقل هرچی برمی گرده به گذشته خاطرات تلخ می بینه برای تلخی ها چیکار می کنه می فهمه این معناش چیه می فهمه تمام این تلخی هایی که داشته ذخیره اش بوده رضا تمام رو داره ولی تو مقیاس ابدیت دریافت می کنه زندگی ابدی هم ما می خوایم زندگی کنیم دیگه اونجا هم زندگی می خوایم ابدیتی که معلوم نیست ما کی بهش می رسیم چه بسا فردا مردید وقتی فردا مردید از شب اول قبر به بعد به ثروت احتیاج دارید به توشه احتیاج دارید یادتون باشه قرآن خیلی سفارش می کنه تز وو حتما توشه باید با خودتون بیاید مسیر برزخ سخت برزخ تا قیامت
مهارت رضایتمندی از زندگی قسمت 3
برای مشاهده صوت بالا بصورت متن کلیک کنید
چیزایی رو که دوست داریم خداوند به محبین ما بده می خواهیم از خدا و خداوند هم عطا می کنه البته خواستن اونا یک معیارهایی داره یک مبناهایی داره که همون طور که بارها عرض کردم مبناش و معیارش سعادت ابدی انسان هست سلامت قلب انسان هست بعد می فرماید که پس ما در مورد اون چیزایی که دوست داریم به محبین مون برسه از خدا می خوایم دعا می کنیم به خداوند عطا می کنیم اما گاهی وقتا ما یه چیزایی رو می خوایم که دوست نداریم به شیعیان مون برسه به محبین خودمون برسه ولی خدا دوست داره ما دوست نداریم به شیعیان مون برسه مثلا می گیم خدایا این ها رو فرض بفرمایید که مریض نشن فقیر نشن چنین نشن چنان نشن ولی خدا دوست داره می فرماید ما وقتی که می دونیم خدا دوست داره ما هم راضی می شیم وقتی بدونیم خدا دوست داره چیزی رو که ما دوست نداریم در مورد محبین مون ما هم راضی می شیم به اون یه نکته خیلی مهم من امروز خدمتتون عرض کنم تو بحث رضا خواهش می کنم خیلی دقت کنید به این قضیه اگر ان شاالله این مسئله رو خوب باور بکنید یعنی نه فقط بفهمید بلکه خوب باورش بکنید و از حالت دانایی به دارایی شما برسه اگه برسه خیلی آرامش پیدا می کنید خیلی آرامش پیدا می کنید خب امیدواریم که ان شاالله خداوند تو به برکت ما که روز اولش هم هستیم ان شاالله بر همه شماها و مسلمون ها مبارک باشه و دعا هم درش مستجاب هست خداوند تبارک و تعالی به فضل و برکت این دعا این مسائل رو جز باورهای ما و دارایی های ما قرار بده ببینید اگه کسی بخواد مسئله دعا بلا رضایت به اونچه پیش می آد گاهی وقتا انسان براش چیزایی پیش می آد که راضی نمی شه با خدا درگیر می شه مثلا پنج تا پسر داشته دعا کرده یه دختر بهش بده گفته باردار بشم نشم خلاصه کلی ریسک کرده باردار هم شده حالا رفتن سونوگرافی کردن می بینن که این یکی هم چیه اینم مثل بقیه پسر از دختر خبری نیست سال ها آرزو داشته یه دختر بهش بده خدا نداده سال ها آرزو داشته پسر بهش بده نداده سال ها می خواسته با کسی ازدواج بکنه نشده می خواسته سلامتی به دست بیاره نداده بهش می خواسته توفیقات علمی و درسی پیدا بکنه نکرده می خواسته توفیقات عبادی زیاد پیدا بکنه مریض شده اصلا این توفیقات به دست نیاورده گاهی وقتا انسان تو اینجور موارد با خدا درگیر می شه با خدا درگیر می شه این نکته ای که عرض می کنم اگر خوب جز باورتون بشه هیچ وقت دیگه با خدا درگیر نمی شید یکی اینکه خداوند تبارک و تعالی از خود ما به ما نزدیک تره یادتون باشه از خود ما به ما نزدیک تره نحن اقرب الیه من حبل الورید ان الله یحول بین المعه و قلب خداوند بین انسان و خودش هم حائل می شه یعنی نزدیک تره نه فقط خدا در مورد پیامبر هم داریم در مورد امامان هم داریم النبی اولی بالمومنین من انفسهم پیامبر از خود مومنین اولیاست به خود مومنین یعنی سزاواره بیشتر حق داره به مومنین تا خود مومنین پیامبر صاحب مومنینه مومنین مال رسول الله هستند هیچ چیز از خودشون ندارن اینکه پیامبره ما نسبت به خدا دیگه وضعیتمون خیلی خیلی شدیدتر هستش من بذارید از یه مثال ساده شروع کنم پسری آمد پیش پیغمبر عرض کرد یا رسول الله من پدرم وضع مالی خوبی داره پدرم وضع مالی خوبی داره اموال داره نیازی نداره ولی همش می خواد از من پول بگیره که پول های منو از من می خواد بگیره چیکار کنم در روایت داریم بارها پسرا آمدن نه یه پسرا پسرهای مختلفی آمدن بارها این رو از پیغمبر سوال کردند رسول الله در جواب فرموده که و ما ابیک تو و مال هر دو مال باباتی یادتون باشه تو اومدی به من می گی که بابام می خواد پولم رو از من بگیره تو خودت هم مال باباتی یعنی تو هم مثل یه مالی برای بابات بابات خیلی حق گردنت داره پدر انته و مالکه لیک خب پدر چقدر سهم در وجود انسان داره سهمش خیلی ناچیزه دیگه اشتراک یه اسپرمه بیشتر از اینکه کاری نکرده که تو ساختار وجودی ما بیش از یه استم که اشتراک نذاشته که مادرم همینطور حالا همین پدر و همین مادر حقشون اونقدر عظیمه که پیامبر می فرماید ان مالک لابیک داشته باشید الان خیلی از پدر مادر نسبت به بچه هاشون دلشوره دارن ناراحتن و حق هم دارن احساس می کنند که بچه شون مال خودشونه و باید نسبت به این مال تصمیم گیری کنن اظهار نظر بکنن دخالت بکنن و کار درستی هم هست خب حالا به من بگید ببینم سهم پدر و مادر در وجود بچه بیشتر هست یا سهم پیغمبر بله سر پیغمبر پیغمبر چیو برای ما گذاشته نفس ما از پیغمبره دیگه ما اگه بدنمون از پدر مادر هست نفس جاودانه ما از رسول الله است از رسول الله است روح ما از اوست لذا هم عواطف رسول الله نسبت به پدری که فقط یه اسپرم رو به اشتراک گذاشته بیشتر هست یادتون باشه قاعده در عاطفه این هستش قاعده در عواطف و مهربانی این هستش که شما هر وقت برای یه موجودی سرمایه گذاری بیشتری کنی علاقت بهش چی می شه بیشتر می شه دلسوزیت بیشتر می شه احساس تکلیفت هم بیشتر می شه توجه فرمودید اینجوریست خب
سرمایه گذاری پیامبر بیشتره یا پدر طبیعی مادر طبیعی ما سرمایه گذاری پیامبر بنابراین عواطفش احساساتش مهربانیش و حقش عظیم تر از پدر و مادر ماست ما خداوند چی حق خدا بیشتره یا حق پیامبر حق پیامبر چون اگر پیامبر و پدر و مادر ما هم حقی دارن به واسطه خداست خداوند این خلقت رو ایجاد کرده این اذن رو داده اونقدر نزدیکه ببین خدا حتی راجع به خودش این حرف رو نمی زنه ها یعنی مسلمه این می گه پیامبر به شما از شما اولیاست به خود شما از خود شما اولاست یعنی شما آیه قرآن دیگه نست قرآن النبی اولی بالمومنین من از طرفی می فرماید ما کان لمومن و لا مومنت الی غزل الله و رسوله ان یکون لهم الخیر هرگز هیچ مرد مومن و زن مومنی حق نداره یادتون باشه حقی نداره اختیاری نداره اونجایی که خدا و رسول چیزی رو حکم می کنه یعنی شما نمی تونی بگی من نمی کنم اصلا چون مال خودت نیستی تو مثل یه کنیزی مثل یه غلام می مونی که اراده ای نداری در برابر اراده خدا و رسول ما کان لمومن و لا مومنت غزل الله و رسول لهم الخیر اختیاری ندارم بنابراین تو فکر نکن خودت برای خودت مهمی ولی برای خدا مهم نیستی تو خودت برای خودت عزیزی برای خدا عزیز نیستی مصالح تو هیچ کس تو این دنیا به اندازه تو دلش برای تو نمی سوزه اینا همش دروغه توهمات شیطان نیست توهماتی است که هست ما از سر نافهمی و بی معرفتی به این تصور می کنیم که تو این عالم وجود تنها کسی که باید دلش برای من بسوزه خودمم هیچ کس دلش بیشتر از من برای من نمی سوزه اصلا اینطور نیست شما حتی در مورد پدر مادر طبیعی هم اینجوری نیست در مورد پدر مادر طبیعی هیچ بچه ای نمی تونه بگه من دلم برای خودم بیشتر از پدر مادرم می سوزه هرگز پدر مادر اونقدر که ذوب در مصالح بچه شون هستن مصالح بچه شون رو می خوان بچه شاید عقلش هم نرسه خیلی وقت ولی پدر و مادر خیلی بیشتر هستن شما فکر می کنید رسول خدا و خدا علاقه شون به ما و حقشون به ما از خود ما بیشتره کمتره از خود ما هرگز اینجوری نیست وقتی تو مالت خودت و مالت مال باباتی نفست که دیگه واضحه این یه فکر غلطی هست که از نشناختن خدا ناشی می شه و شیطان هم پرورشش می ده که ما فکر می کنیم که از اون عالم افتادیم تو این عالم توی عالم بدبختی و غربت و بیچارگی هیچ کس به داد ما هم نمی رسه بعدا هم ما می میریم مثلا الان راجع به مردنا من دیدم بعضی از خانما آقایون پدر و مادراشون که می می رن همین حس رو دارن مثلا میان انقدر گریه و دلسوزی می کنه برای بابا مامانش که نگو که وای الان خدا اونجا چه بلایی سر بابای من می آره فرشته ها ریختن سرش هر کدوم یه گرزی می زنن تو سر بابای من مادر من الان اینجوریست ولو گناهکارم باشه خب تو که یه قطره از اقیانوس بی کران محبت و عاطفه رو نسبت به پدر و مادرت داری پدر مادری که سهم زیادی در تو ندارن انقدر نسبت بهشون نگرانی و دل می سوزونی فکر می کنی اونور محبت تو از رسول خدا و فاطمه زهرا و امیرالمومنین بیشتره یعنی اونا از تو کمتر عاطفه دارن این نفهمی ها کار دست ما می ده باعث می شه اصلا ما نتونیم از زندگی لذت ببریم و روابطمون رو با اشیا و خدا برقرار بکنیم تو پدرت و مادرت هر چقدر هم گناهکار باشه پیش کسی می ره که میلیاردها برابر بیشتر از تو پدر و مادرت رو دوست داره اینقدر ظالمانه فکر نکن انقدر با بی انصافی قضاوت نکن در مورد برزخ در مورد پدر و مادرت این نفهم نیست بعد هم فکر می کنیم که آره ما الان فقط ما افتادیم اینجا بعد هم از اینجا می خوایم بمیریم می ریم اونجا اونجا کی به داد ما می رسه کی کمک ما می کنه کی به فکر ماست فکر می کنیم تو یه عالمی می ریم که فقط اونجا یه خط کش عدالت گذاشتن و با بی رحمی تمام می خوان ما رو اونجا خلاصه عذاب بکنند و ببینید ما اصلا این خیلی بده دقت کنید نظام خلقت به این صورته که هرچی که از بالا می خواد بیاد چند میلیارد برابر عصاره گیری می شه تا می آد پایین نظام ریاضیه یعنی شما اگه همه عواطف اهل زمین رو جمع کنید همه عواطف اهل زمین رو جمع کنید اون عاطفه ای که تو نظام ملکوتی هست میلیاردها برابر بیشتر از اینجاست بنابراین وقتی ما درست نمی شناسیم واقعیت رو خدا رو نمی شناسیم و مهربانی خدا رو به خودمون مهربانی ائمه و امام زمان و اهل بیت علیهم السلام و فرشته ها رو به خودمون نمی شناسیم فکر می کنیم که ما فقط غریب افتادیم اینجا و خود ما هم اگر مثلا تنهای تنها هستیم هیچ کس هم به داد ما نمی رسه بعد هم اگه یه اتفاقی بیفته دعای ما مستجاب نشه مثلا بریم حرم الان دعا کنیم فلان کس ما عزیز ما شفا بگیره اونم بمیره بعد احساس می کنیم که توی عالم چی قرار گرفتیم یه عالم بی رحم بی قاعده قرار گرفتیم در حالی که سرطان گرفتن اون طبق لطف خداست و مهربانه خداست زجرش هم طبق لطف خداست مردنش هم لطف خداست ولی ما فکر می کنیم از خدا مهربون تریم ما همیشه فکر می کنیم دلمون بیشتر می سوزه برای دیگران تا خدا ما مصالح دیگران رو بهتر تشخیص می دیم
تا خدا بیشتر دلمون می سوزه بیشتر مهربون ترین این خب غلطه اصلا مبنا غلطه ریاضیاتش غلطه بذار یه پدری که بچه اش می می ره یه مادری که بچه اش می می ره باید فکر کنه اول برای همینم امام صادق وقتی بچه اش می می ره شاد می شه چرا می گه از من پدر مادری که به بچه ام انقدر رحمت دارم بچه من رفت به دست کسی که به دست کی رسید به دست کسی که بی نهایت بیشتر از من بچه منو دوست داره بچه من از دست من راحت شد بچه من از دست ما راحت شد رفت یه جایی که راحت تره رفت یه جایی که اگه الان بهش می گی حاضری برگردی دیگه حاضر نیست برگرده بگو این بابات این مادرت حاضری برگردی اصلا حاضر نیست برگرده چرا چون می فهمه بچه کجا رفته یادتون باشه خدا به ما از خود ما اولویتش بیشتره خدا به ما از ما نزدیک تره به ما از ما مهربان تره این رو باید بفهمیم من با علاقه ای که به خودم دارم با محبتی که به خودم دارم یه چیزی رو صلاح می دونم که برام اتفاق بیفته دوست دارم معلوم هم نیست به دردم بخوره و عصا ان تحب شیعان وه و شرک خیلی چیزا از شما خوشتون می آد براتون خوب نیست و عصا شیعا وه و خیر لکم خیلی چیزا هم هست شما بدتون می آد براتون خوبه بعد می فرماید و و علم و انم علم خدا می دونه شما نمی دونید حالا خدایی که به من مهربون تر از منه و بیشتر از من می دونه اون برای ما تجویز کنه بهتره یا ما تجویز کنیم بهتره کدومش آخر سر اونی که خدا بخواد تجویز کنه که به نفع ماست تا خودمون حالا خدا سوال می کنه همین سوالی که الان من از شما کردم روز قیامت می گه که من به تو مهربون تر بودم یا تو به خودت می گیم تو من تو رو بیشتر می شناختم یا تو خدایا تو بیشتر می شناختی من مصلحت تو رو بیشتر می خواستم و دوست داشتم یا تو تو می گه پس چرا وقتی از چیزایی که برات قرار می دادم ناراحت می شدی چرا غرغر می کردی چرا کفر می گفتی چرا راضی نبودی و رابطه ات خراب می شد چرا قهر می کردی ما چی جواب داریم بدیم اینجاست که حضرت می فرماید آگاه ترین انسان ها به خدا راضی ترین اون هاست به قضای الهی ما نفهمی هامون نارضایتی می آره از دنیا برامون از خدا برامون کسایی که دائما از دنیا و شرایط روزگار شاکی هستند از شرایط فعلیشون راضی نیستن یکسره نسبت به شرایط خودشون غرغر می کنند اینها مال این هستش که نشناختن خدا رو به همین سادگی که من خدمتتون عرض کردم از شما سوال می کنه خداوند برای همینم در عقاب الاعمال داریم گناه کسی که به قضای الهی راضی نیست فردا خدا این سوالا رو ازت می کنه که من مهربون تر بودم به تو یا تو خودت من مصلحت تو رو بیشتر دوست داشتم یا تو من برای ابدیت تو نگران بودم یا تو همه رو می پرسه اتفاق باید اعتراف کنی نمی تونی دروغ بگی که الان برگرد به وجدانت ببین واقعا کدوم درسته خب اگه درسته چرا ما باید غرغر کنیم به خدا و رابطه مون رو خراب کنیم و جهنم برای خودمون درست کنیم محصول عزیزان دقت کنید محصول دور افتادن از خدا توی دنیا محجوب شدن از خداست در آخرت انهم ان ربم یوم اذن محجوب خیلی بده می گه خدا باهاشون قهر می کنه یک کلمه هم باهاشون حرف نمی زنه بلکه تو با خدا قهر می کنی اینجا دیگه تو اینجا با خدا قهر می کنی با خدا هم نمی خوای یک کلمه حرف بزنی همون می شه اونجا دیگه قهر خدا اونجا می آد سراغت لذا داریم عذاب کسی که به غذای الهی راضی نیست این عذابی که در آخرت به خاطر راضی نبودن به غذای الهی می آد سراغ ما به خاطر عذابیست که اینجا خودمون برای خودمون درست کردیم در واقع باطن همون ناراحتی هایی هستش که خودمون درست می کنیم می دونید بدبخت ترین آدما کسایی هستن که هم اینجا برای خودشون بدبختی و ناراحتی درست می کنن هم اونجا اینا دیگه خیلی آدم های بیچاره ای هستن که خسر الدنیا و الآخره می شه اینجا آدمیست عصبی و پرخاشگر خودش رو آتیش می زنه داریم الغضب و نار مقد همون نارالله المقد جهنم داریم که آتش خدا که روح رو می سوزونه نه فقط جسم و می گه غضب آتشیست که روح رو می سوزونه حالا این بدبخت بیچاره توی دنیا یه آدمی بوده که حرص و جوش خور عصبی ناآرام همین رو برمی داره با خودش می بره توی قبر همین آتیش رو برمی داره می آره توی قبر آخه بعضی وقتا هست انسان تو دنیا غصه می خوره غم می آد سراغش بلا می بینه و سختی می بینه مااب ازاش بهشت اون طرف آسایشه گاهی وقتا یه آدم اونقدر احمق می شه که تو دنیا غم و غصه و فشار تحمل می کنه چند میلیارد برابرش هم اونور رو باید تحمل کنه این دیگه خیلی بده بیایم یه کاری کنیم اگه ما اینجا قراره چیزی اذیتمون بکنه ما آب ازش اون ور آسایش داشته باشیم اینجور نباشه که ما هم اینجا اذیت شیم هم اون ور اذیت بشیم نارضایتی اینجوریه ناسپاسی اینجوریه بداخلاقی اینجوریه بدبینی و حسادت اینجوریه هم آدم رو اینجا بدبخت می کنه و می سوزونه هم اون طرف می سوزونه خب این واقعا اشتباه نیست که آدم دو جا بسوزه دو جا بسوزه دو بار عذاب بشه بعضی از گناه ها اینجوری آقایون خانم ها
بعضی از گناه ها یه جوریست که هم دنیا رو می سوزونه هم آخرت رو می سوزونه مثلا این آیه رو دقت بکنید ان الذین یحبون عن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب علیم فی الدنیا و الآخره اگر اشتباه نکرده باشم جابه جا نگفته باشه می گه آدمایی که دوست دارن عیب های مومنین فاش بشه و می رن عبای مومنین رو به همدیگه می گن رازهای مومنین رو به همدیگه می گن دوست دارن فحشا منکرات عیب ها و ضعف های مومنین برملا بشه اگه کسی هم نمی دونه بدونه خوشش می آد لذت می بره از اینکه یه نفر رو ضایع کنه آبروش رو ببره عیبش رو بگه یه گناهی کرده بره بگه خوشش می آد که افشاگری کنه علیه یه نفر می گه این آدم هم دنیا عذاب علیم داره هم آخرت عذاب الیم داره خب این چه کاریه که آدم لذت ببره از این کار خوشش هم بیاد بشینه با شوق و ذوق و لذت هم تعریف بکنه از لغزش های دیگران و خداوند تضمین کرده انسان نمی می ره مگر اینکه خودش به همون چیزایی که از دیگران عیب می گیره دچار می شه تو همین دنیا عذاب علیم یکی از بزرگان فرمودند از اولیای دین که خداوند عذاب علیم دنیا رو مشخص نکرده چه بلایی می خواد سر این آدم بیاره مبهمه ولی عذاب آخرت مشخصه عذاب علیم آخرته نارضایتی اینجوریه عزیزان آدمی که خدا رو زیر سوال می بره منطق نداره برهان نداره یعنی شما با هیچ برهانی نمی تونی بگی خدا به من ظلم کرده چجوری می تونی بگی خدا به من ظلم کرده می گه بیشتر از هر کس دیگه در تو سهم ندارم که دارم برای رحمت خلقت نکردم که خلقت کردم هر چقدر جنایت کردی و گناه کردی در حق من که بخشیدمت یه عمر بهت فرصت بازسازی و جبران بهت دادم خب دیگه چی می گی تو تو واقعا خودتو بیشتر دوست داری یا من یه جوون گناهکاری بود خیلی گناه کرده بود داشت می مرد به مادرش گفت مادر من وقتی که مردم یه طناب ببند به پاهای من منو تو اتاق بکش و از خدا بخواب منو ببخشه مرد این جوون مرد و مادرم خلاصه دلشم می سوخت ولی خب برای اونور بچه اش بیشتر نگران بودی
دیدگاهتان را بنویسید