بخش سوم | سخنرانی های استاد عظیمی

چرا شیطان از حاکمیت صالحان وحشت دارد؟
10.چرا و چگونه شیطان مقابل خدا ایستاد؟
شیطان حاضر نشد بر انسان سجده کند، یعنی قبول نکرد به انسان خدمت کند و از اینرو استکبار (رذیلت اعتقادی) ورزید. تفکر شیطان این بود که فقط اقویا باید حاکم شوند و این حاکمیت باید بر پایه زر و زور و تزویر باشد. او از خدا فرصت خواست تا تفکرش را اثبات کند و خواهان حاکمیت بر انسان شد، چون انسان را از خاک و خود را از آتش میدانست و برتری آتش را ادعا میکرد. شیطان بدون اینکه مظهر صفات خدا شود، خواست خلافت و جانشینی را به زور به دست آورد، مثل باغبانی که بدون لیاقت میخواهد ریاست دانشگاه را بر عهده بگیرد. او در مقابل اراده خدا ایستاد و خواست اراده خود را تحمیل کند و گفت:
“قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ” (سوره ص: ۸۲)
شیطان سکوت نکرد و با وسوسه، میخواست انسان را به این نتیجه برساند که حاکمیت را به دست اقویا بسپارد، بدون اینکه با آنها وارد جنگ شود، بلکه با مذاکره و تسلیم به طاغوتها، همکاری کند.
11.فرق اراده خدا و اراده شیطان چه بود؟
خدا حاکمیت صالحان بر زمین و معنویات و فضیلتها را اراده کرده است، تا در نتیجه این حاکمیت، همه انسانها به ولایت تکوینی برسند. اما شیطان از ابتدا با حاکمیت صالحان مشکل داشت و خواهان حاکمیت مادیات، ابرقدرتها و ثروتمندان بود تا انسان را برای تأمین منافع خود به بردگی بکشاند و از او سواری بگیرد (حاکمیت سیاسی).
راه رشد از نگاه الهی، متصف شدن به صفات خدا و شبیه او شدن است، اما راه رشد از نگاه زمینی و شیطانی، قوی شدن در بعد مادی (لباس فاخر، جسم زیبا، خانه وسیعتر و…) است. در نگاه شیطان، جهان نیاز به حاکم عادل ندارد، بلکه فقط حاکم قوی کافی است. نگاه شیطان به دین کلیشهای است، نه حقیقی؛ او تلاش میکند دینداری را به امور ظاهری مانند نماز، حجاب، روزه و گریه محدود کند، در حالی که اساس دین از منظر خدا سیاست و مسئله حاکمیت الهی است؛ سیاست از آن جهت که زندگی مردم به گونهای مدیریت شود که به بینهایت برسند.
12.صالحان چه کسانی هستند؟
صالحان چه کسانی هستند؟ کسانی که مظهر اسماء الهیاند. خدای متعال میفرماید حاکمیت باید به دست صالحان برسد. حالا صالحان چه کسانیاند؟ همانهایی که مظهر اسماءاللهاند؛ کسانی که مظهر عدالتاند، مظهر صفات خدا هستند. خدا بارها فرموده است که حاکمیت زمین در نهایت به دست اینها خواهد افتاد.
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»
روزی همهی زمین در اختیار انسانهای صالح قرار میگیرد؛ انسانهای صالحی که مظهر اسماء الهیاند.
13.نتیجه حکومت صالحان و ابرقدرتها چیست؟
نتیجه حکومت صالحان، رسیدن همه انسانها به ولایت تکوینی است:
“فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا” (نساء: ۵۴)
منظور از ملک عظیم همان ولایت تکوینی است و منظور از آل ابراهیم، آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است. بروز فراگیر این ولایت در عصر ظهور است که آن زمان انسان صالح (حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمینه رشد انسانها را فراهم میکند، به گونهای که امام صادق علیه السلام میفرمایند: «در عصر ظهور کمترین شما مثل آصف بن برخیا خواهد بود» که فقط با اراده، بدون نیاز به ابزار، در عالم تصرف میکند.
ماموریت معصومین علیهم السلام آن است که همه را مثل خود کنند.
اما نتیجه حکومت ابرقدرتها، نابودی حرث و نسل است؛ یعنی زمینههای رشد و تولید را از انسان گرفته و نسلش را نابود میکنند. ابرقدرتها ولایت ندارند:
“أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا” (نساء: ۵۳)
اگر هم امکانات و قدرتی داشته باشند، هرگز آن را به مردم نمیدهند.
دیدگاهتان را بنویسید