بخش ششم | سخنرانی های استاد عظیمی

بخش ششم: پشت پرده یک سیب؛ آیا ما هنوز در حال خوردن میوه ممنوعه ایم؟!
23.اولین اقدام شیطان برای گمراه کردن انسان پس از اخراج چه بود؟ و در این راستا چه کارهایی انجام داد؟
شیطان از حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) شروع کرد؛ آنها در باغی از باغهای دنیا زندگی میکردند که به نوعی شعبهای از ولایت تکوینی را از خدا گرفته بودند و هر چه اراده میکردند برایشان فراهم بود. به عبارتی، طعم ولایت تکوینی را چشیده بودند.
قرآن میفرماید:
“إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى” (طه/118) — یعنی در این باغ نه گرسنه میشوی و نه برهنه.
“وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى” (طه/119) — یعنی نه تشنه میشوی و نه آفتابزده.
“وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ” (بقره/35) — یعنی از هر میوهای که بخواهید میتوانید بخورید.
طرح ابلیس برای فریب این دو، تغییر نگاه و زاویه دید آنها بود؛ او میخواست نگاه معنوی و الهیشان را از بین ببرد و نگاهشان را مادی و زمینی کند. نگاه ابلیس به انسان صرفاً نگاه به جسم و بعد مادی بود؛ او انسان را مظهر خلیفه خدا نمیدید بلکه صرفاً موجودی جسمانی میدید و میگفت: «من از او برترم.» هدف ابلیس این بود که انسانها به مقام ملک تکوینی نرسند یا اگر داشتند، فورا از آنها سلب شود، ملکی که فرمانروایی جاودان و خواست فطری انسان است.
خداوند به آدم و حوا هشدار داده بود که مواظب باشند ابلیس آنها را از بهشتی که در آن هستند و از ولایت تکوینیشان بیرون نراند.
در اینجا، شیطان نسخهی بدلی از ملک تکوینی به آدم عرضه کرد و از این خواست فطری (رشد و جاودانگی) سوء استفاده کرد. به آنها القا کرد که اگر میخواهید به جاودانگی برسید، راه آن خوردن میوهی این درخت است، یعنی تمدن مادی، که همان فرمانروایی جاودان است.
او با قسم خوردن به لفظ جلاله الله، خود را ناصح معرفی کرد:
“وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ” (اعراف/21)
آدم و حوا چون تجربه تمدن مادی نداشتند و دسیسههای ابلیس را نمیشناختند، و نمیدانستند کسی به لفظ جلاله الله دروغ نمیگوید، از میوهی درخت ممنوعه خوردند و تفکر ابلیس را پذیرفتند؛ متقاعد شدند که تمدن مادی نسخه برتر و جاودان حاکمیت روی زمین است.
24.چرا حضرت آدم علیه السلام، فریب شیطان را خورد؟! فریبهای امروزی گفتمان ابلیس چه هستند؟
آدم (علیه السلام) به دلیل پاکی خود، با دسیسههای ابلیس آشنا نبود و اهل دغل و فریب نبود. وقتی جبرئیل از او پرسید: «چه شد که فریب خوردی؟ مگر خدا نفرموده بود به این درخت نزدیک نشو؟» آدم پاسخ داد: «گمان نمیکردم کسی بتواند به نام جلالهی الله قسم دروغ بخورد.»
طبیعی است وقتی کسی با قسم جلاله ادعای خیرخواهی میکند و وعدهی جاودانگی و پیشرفت میدهد، انسانی که خود اهل فریب نیست، باور کند. امروز هم بسیاری از جوانان و دانشگاهیان ما که انسانهایی پاک و مخالف ظلم هستند، در معرض همین فریب قرار دارند. آنها تحت تأثیر این تفکر قرار گرفتهاند که تنها راه نجات از بنبستها و دستیابی به پیشرفت اقتصادی، مدل لیبرالدموکراسی غرب است.
در این میان، نفوذیهایی در بدنه مسئولیتها نیز تلاش کردند نظام را به بنبست بکشانند تا ثابت کنند حکومت دینی کارآمد نیست و تنها راه، پذیرش نسخههای غربی و دستاندازی به سوی آنهاست. حتی برخی مسئولان در سالهای گذشته مدعی شدند که باید مدیر از خارج وارد کنیم. این دقیقاً همان وسوسهی ابلیس است. همانطور که آدم فریب خورد، امروز نیز برخی فریب رسانهها و ابلیسهای مدرن را میخورند. حتی یکی از رؤسای جمهور سابق در دههی هفتاد گفته بود که برای پیشرفت، علاوه بر متد غربی، باید تفکر غربی را هم پذیرفت. وقتی چنین سخنی از زبان کسی در لباس روحانیت شنیده میشود، طبیعی است که جوانان دچار تردید نشوند؛ در حالی که تفکر غربی همان تفکر ابلیس و طاغوت است که آدم را به بند کشید.
25.درخت ممنوعه چه بود و چرا خداوند این درخت را در آن باغ گذاشته بود؟
درخت ممنوعه نماد، نشانه و ماکت تمدن مادی بود؛ همان چیزی که ابلیس میخواست انسان بپذیرد تا به هدفش که حاکمیت تمدن مادی است برسد. ابلیس آن درخت را نماد جاودانگی و پیشرفت معرفی کرد تا انسان باور کند. اثر میوه این درخت، نگاه مادی بود.
خداوند میخواست آثار و پیامدهای تمدن مادی را به صورت یک درخت به آدم و همه انسانها معرفی کند تا تجربهای از آن کسب کنند و بدانند تمدن مادی چه بر سر انسان میآورد.
“فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ” (بقره/35) — اشاره به ظلمی است که با نزدیک شدن آدم به این درخت به خودش، دیگران و کل هستی وارد میشود.
26.آیا بهشتی که حضرت آدم (علیه السلام) در آن بود خلد برین بود؟
این بهشت کدام بهشت بوده؟ آیا «بهشت خلد برین» بوده؟ قطعاً نبوده؛ چرا؟ چون خدای متعال از همان اول فرمود: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً». خدا از ابتدا انسان را برای زمین خلق کرده بود. اکثر علما و مفسرین، بر اساس آنچه در روایات به ما رسیده، اتفاقنظر دارند که این بهشت، باغی از باغهای دنیا بوده و حضرت آدم در همین دنیا بوده است.
اما ببینید ویژگیهای این بهشت چه بود؟ میخواهم به این نکته اشاره کنم که آدم در زمین بود، ولی چیزی داشت که بعداً از او گرفته شد. قرآن میفرماید: «إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ»؛ یعنی در این باغ و بهشتی که هستی، اگر آن را از دست ندهی، نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی. و در ادامه میفرماید: «وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ»؛ در این جنت نه تشنه میشوی و نه آفتابزده.
پس این مکان باید ویژگی خاصی داشته باشد. به نظر بنده، این ویژگی همان «ولایت تکوینی» است؛ همان چیزی که خدا میخواهد بعداً به همهی انسانها بدهد و اکنون آن را به انبیا، اولیا و ائمه (ع) داده است. همان «مُلک عظیم» که قرآن میفرماید به آلابراهیم دادیم، در واقع به شکل ابتدایی و نازلتری به آدم داده شده بود تا طعم ولایت تکوینی بر هستی را بچشد.
در سوره بقره داریم که میفرماید: «يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا»؛ یعنی از هر میوهای که میخواهی، میتوانی بخوری. مجموع این آیات نشان میدهد که دست آدم باز بود. اینجا یک باغ معمولی نیست؛ یا اینطور بگویید که باغی است که چون آدم مرتبهای از ولایت تکوینی را دارد، هرچه اراده کند برایش فراهم است. خدای متعال در اینجا شعاع و شعبهای از ولایت تکوینی را به آدم داده بود.
27.پیامدهای پذیرفتن تمدن مادی بر اساس داستان حضرت آدم (علیه السلام) چیست؟
- پیامد اول: آشکار شدن بدیها و جاذبههای جنسیتی.
“فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا” (طه/121) — یعنی جاذبههای جنسیتیشان آشکار شد و برای پوشاندن خود از برگ درختان استفاده کردند. این نشان میدهد انسانها فطرتاً دوست ندارند عریان باشند و وقتی نگاهشان زمینی شود، جاذبههای جنسیتی برایشان مهم میشود. اما نگاه آسمانی چنین توجهی ندارد.
امروزه در جوامع غربی، این نگاه زمینی غالب شده و زنان به گونهای نمایش داده میشوند که انگار برای جاذبههای جنسیتی آفریده شدهاند. فروید انسان را حیوان جنسی میداند و پیروانش تمام هویت انسان را در رفتار جنسی خلاصه میکنند. به همین دلیل برخی از بازیگران ایرانی که به غرب میروند کشف حجاب میکنند. کشف حجاب در ایران نماد پذیرش تمدن غرب و مخالفت با حاکمیت الهی و نگاه آسمانی است. در مقابل، پوشش اسلامی و حجاب نماد نگاه الهی و اخلاقی است که اجازه نمیدهد جاذبههای جنسیتی به نمایش گذاشته شود. - پیامد دوم: هبوط. آدم به معنای سقوط از ولایت تکوینی بود نه سقوط از بهشت آسمانی. نگاه آسمانیشان به نگاه زمینی تبدیل شد و ولایت تکوینی از آنها گرفته شد، که این همان خروج از بهشت بود.
- پیامد سوم: گسست خانواده. پس از تناول میوه، آدم و حوا چهل سال همدیگر را گم کردند، در حالی که در همان باغ بودند. این گم شدن نماد این است که پذیرش گفتمان ابلیس باعث میشود انسان حتی در کنار خانواده و همسرش باشد ولی توجه نکند و جاذبه جنسیتی دیگری چشمش را بگیرد. این منجر به گسست خانواده، خیانت و طلاق در جوامع غربی شده است.
دیدگاهتان را بنویسید